اگر حمد نبود ما حيوان بوديم و در حدود بهيميت متوقف مي شديم، حمد ما را از بهميت نجات داده است، حمد امتياز انسان است، سه تعبير در مورد انسان بيان مي شود: 1-در منطق به انسان مي گويند حيوان ناطق، اگر نطق، همان كلام باشد كه خيلي كلام فوق العاده اي نيست.
2- اما اگر ناطق به معني عاقل باشد، بسيار تعبير خوبي است اما چون بدن در كار است مي گوييم حيوان عاقل.
3-اما اگر فصل مقوم، حامد باشد، آن وقت مي گوييم حيوان حامد.
اما تعبيرهاي فوق براي انسان با در نظر گرفتن بدن مي باشد در حالي كه بدن يك مركب است هيچ كس الاغش را با خود به درون يك مجلس نمي برد، بدن يك موتور و ماشين و دوچرخه است. اگر بدن را رها كنيم، تعريف انسان بسيار برجسته تر مي گردد و در اين صورت تعريف انسان «حي متأله» مي شود، يعني جنس انسان مي شود حي، و امتياز آن مي شود تاله. يعني آن حيي كه متوجه به خداست. البته همه موجودات متوجه خدا هستند ولي انسان علم به علم پيدا مي كند. تمام موجودات جهان، عالم هستند. ما سميعيم و بصيريم و با هشيم.
با شما نامحرمان ما خامشيم
زمين و آسمان همه هوشيار و بيدار هستند ولي انسان اين امتياز را دارد كه علم به علم پيدا مي كند. مثلا همه موجودات در عالم طبيعت تبديل به مجرد مي شود، همين كه تبديل به مجرد شد، ديگر ثابت مي شود. تا وقتي كه ماده وجود دارد، حركت است، ماده كه از ميان رفت ديگر حركت معني ندارد. و به همين دليل است كه معاد جسماني است. انسان «حي متأله» است و موجود مجرد فوق تجرد است اين عالم مكينه و كارخانه مجردسازي است، مجرد كه شد ديگر ثابت مي شود اما انسان اين گونه نيست، «اقراء فارفع» در بهشت مي گويند بخوان و بالا برو، هر چقدر كه انسان در اين دنيا با قرآن و نهج البلاغه و صحيفه و روايات شريفه اهل البيت و زيارات ايشان و ادعيه ماثوره ايشان انس داشته باشد آنجا جلوه مي كند. هر چه اخلاق خوب داشته باشد آنجا جلوه مي كند. در آنجا قرآن ظهور تجلي دارد. اينست كه «اقراء فارفع» تمام شدني نيست.و لذتي بالاتر از قرآن نيست. صحيفه سجاديه هم قرآن صاعد است. دو تا نامه داريم يكي از طرف خدا آمده يعني قرآن، يكي هم اين صحيفه است كه جواب آن است كه البته امام سجاد(ع) سي و پنج سال فرهنگ قرآن را به صورت دعا بيان كردند و همه آن در اين صحيفه نيست.
گفتيم كه جنس انسان حي است كه متأله است. بدن مركب است اين قبر خاك نيست تا چشم كار مي كند، «روضه من رياض الجنه و حفره من حفر النيران» است، در جزئيات معاد الزامي به فكر كردن نيست، ما چند مسئله در قرآن داريم كه از ما نخواسته اند تا در مورد آنها فكر كنيم در مسئله عالم و مسئله بهشت آدم و مسئله كيفيت معاد.
حمد يعني اينكه به زبان مان الحمدلله بگوييم، با وجودمان الحمدلله بگوييم پيغمبر خدا در اول غذا خوردن بسم الله مي گفت. مواظب باشيد ضرر نكنيد كه براي هر غذا بايد يك بسم الله بگويي شيخ بهايي مي گفت: «بسم الله من الاول الي الاخر.»
الحمدلله كه غرق نعمت هستيم يك نفر در بالاي منبر مي گفت والله قسم اگر يك خبرنگار الان بيايد و بگويد كه بدترين خلق خدا كيست من دستم را بالا مي برم. اگر هم بگويند چه كسي بيشتر از همه غرق نعمت است من دستم را بالا خواهم برد.
مرحوم محقق كسي بود كه وقتي به او مي گفتي راجع به معراج حرف بزن شش ماه حرف حسابي براي گفتن داشت. او هميشه قلم در دست داشت و يادداشت مي كرد. اين يادداشت ها مي شود دائره المعارف. متاسفانه امروز كاغذ و قلم كنار رفته است. دانش آموز و دانشجو و دانش پژوه بايد كاغذ و قلم داشته باشند. يك وقت يك نكته اي مي شنود و يا در جلسه اي يك نكته اي مي خواهد تذكر بدهد نياز به نوشتن دارد. ممكن است يك نكته اي بگيرد و آن را يك كتاب كند. روايت داريم چه بسا حامل معرفتي كه خود از آن نصيبي نبرد. يك استاد از يك دانش آموز استفاده مي كند. يك آدم عاقل و عارف از يك لات ولگرد در خيابان استفاده مي كند، لات هاي سابق با لهجه خاص خود اين شعر را مي سرودند و مي خواندند:
من از خار سر ديفال دانستم
كه ناكس، كس نمي گردد از اين بالانشيني ها
همه مسئولان كشور بايد اين شعر را حفظ كنند.
چرا تا صاحب ميز و پستي مي شوي خدا را فراموش مي كني. اين ميز ثمره خون شهداست، اين ميز مخصوص خدمت است نه سلطنت و از آن طرف چرا تا ميز را از تو مي گيرند، ضدانقلاب مي شوي.
من از افتادن نرگس به روي خاك دانستم
كه كس ناكس نمي گردد از اين افتان و خيزان ها
من دلم مي خواهد شما، بچه مسلمان ها را تحريك كنيد تا با معارف اوليه و ثانويه آشنا بشوند تا از معاني نهج البلاغه و صحيفه سجاديه لذت ببرند. مثلا بر روي عنكبوت شصت سال تحقيق مي كنند و بيست هزار نوع عنكبوت كشف مي كنند، خوب يك نفر آنجا هست و كافي است اما يك بچه مسلمان وقتي مي گويد : «اياك نعبد و اياك نستعين» بايد بفهمد يعني چه، يعني خدايا انحصارا تو را مي خواهم يعني عاشق تو ام آن وقت از فهم آن لذت مي برد، يا وقتي مي گويد: «الابذكرالله تطمئن القلوب» يعني دل آرام گيرد به ياد خداي؛ وقتي مي فرمايد تقديم متعلقات مفيد حصر است، لذت مي برد. در جاي ديگر اين لذت ها و آرامش ها نيست. كسي با سيگار و مواد مخدر و شراب و قمار به آرامش نمي رسد. با مريد و مرادي و با پول وثروت هم همينطور. مستي دنيا خيلي بدتر و نجس تر از شراب است.
جز يكي نيست نقد اين عالم
باز بين و به عالمش مفروش
آيت الله فلسفي وقتي به اصفهان مي رفت سينماها تعطيل مي شد. ايشان هفتادسال از كيان و حريم اسلام دفاع كرد. و يك روضه خوان امام حسين(ع) بود. ايشان مي گفت حديث بخوان، بيان خدادادي چيست؟ حالا بياييد ببينيد اين منبرهايي كه بنده و امثال بنده مي رويم چقدر مايه دارد؟
دعا فرهنگ اسلام است. مظلوم ترين دعا در كشور ما دعاي كميل است. آيت الله موسوي مي گفت: من به عمرم نتوانستم يك بار تمام اين دعا را بخوانم. آنقدر كه اين دعا عميق است. امام سجاد(ع) 35 يا 40 سال با دعا فرهنگ اسلام را ترويج كرد و مطالبي را مثل وظايف پدر و مادر نسبت به فرزند و وظايف فرزند نسبت به پدر و مادر را در قالب دعا مطرح نمود. اما چون از صحيفه دور شده ايم زندگيمان آتش شده است. نه پدر و مادرها وظايفشان را درست انجام مي دهند نه فرزندان!