جنگي كه با نفوذ « ايلي كوهين» به عالي ترين سطوح ارتش سوريه و ارسال طرح حمله پيشدستانه مصر و سوريه به رژيم اشغالگر قدس، باعث گرديد طرح 7 ساله ارتش هاي عربي براي به زانو در آوردن رژيم صهيونيستي با ناكامي مواجه شود و اين رژيم در حمله اي برق آسا، تمام فرودگاهها، مراكز نظامي و انبارهاي سوخت و مهمات مصر، سوريه و اردن را بمباران كرد تا پيروزي را از آن خود كند، درآن سال، جمال عبدالناصر درهفتم ژوئن برصفحه تلويزيون ها ظاهر شد و با قبول شكست و پذيرفتن تمام مسئوليت آن، ازسمت رياست جمهوري استعفا كرد كه البته تظاهرات ميليوني 12 ژوئن قاهره، وي را مجددا به قدرت بازگرداند. متعاقب سخنان اولمرت دركنست، محافل سياسي و رسانه اي اسرائيل نيز مملو از اعترافاتي بود كه داغ شكست بر پيشاني تك تك آنها نمايان بود. « ژنرال ايدو لهوشتان » درشبكه تلويزيوني 20اين رژيم گفت:«تكنولوژي برتري كه نتوانست عراق را تحت كنترل خود درآورد، اينك درلبنان نيز شكست را پذيرا شده است و اينها واقعيات جنگ جديد هستند و اگر اينها دردهاي تولد خاورميانه جديد هستند بايد بدانيم كه اين زايمان هيچ طفل سالمي به همراه ندارد. اگر صداي نوزادي به گوش مي رسد اين صداي يك كودك ناقص الخلقه است كه هيچ اميدي به حيات آن نيست. » ژنرال« زئيف شيف»، استراتژيست معروف اسرائيلي هم در روزنامه « ها آرتص » نوشت : « بايد اعتراف كنيم كه ازحزب الله شكست خورديم و اين شكست پيام ها وپيامدهاي خطرناكي خواهد داشت. » فرمانده ارتش اسرائيل هم با قبول شكست درنبرد 33 روزه گفت :« هيچ ارتشي در دنيا نمي تواند حزب الله را شكست دهد. حزب الله يك نيروي شكست ناپذيراست.»سردبيرروزنامه صهيونيستي «يديعوت آحار نوت » هم نوشت :« ما مي خواستيم حزب الله را شكست دهيم اما از او يك قهرمان ساختيم. شكست ناپذيري حزب الله اينك به كابوسي براي دولت و مردم اسرائيل تبديل شده است. » خبرگزاري آسوشيتدپرس نيز درتحليلي نوشت : « پيروزي مقاومت لبنان به گونه اي رقم خورد كه حتي دشمنان سيد حسن نصر الله هم تاكتيك ها و هوشمندي هاي وي را درصحنه نبرد ستايش مي كنند. بايد به اسرائيلي ها اعلام كرد كه ديگر دوران خوش امنيت به پايان آمده است چرا كه كابوسي خوفناك به نام حزب الله آرام و قرار را از آنان خواهد گرفت. »اين اعترافات تلخ نشان داد كه مقامات رژيم صهيونيستي، شكست درميدان جنگ را پذيرفته اند و اگر تلاش و تكاپويي اينك از خود نشان مي دهند، به دنبال آن هستند تا شايد آنچه را كه نتوانستند درميدان نبرد نظامي به دست آورند ازطريق ديپلماسي به چنگ آورند. براي سردمداران رژيم صهيونيستي كه همواره به پيروزي درجنگ عادت پيدا كرده بودند بسيار سخت جلوه مي نمود كه در نبرد با يك نيروي چريكي، توقف عمليات را از طريق شوراي امنيت و اعلام آتش بس دنبال نمايند. اين نبرد 33 روزه كه براي مردم و مقاومات اسرائيلي سال ها به طول انجاميد، حاوي درس ها وعبرت هاي فراواني بود كه دراين مجال به تبيين برخي از آن عبرت ها مي پردازيم.

پيروزي مقاومت برسازش

يكي ازمهمترين پيام هاي اين نبرد، پيروزي « مقاومت » بر«سازش » بود. نتيجه نشست هاي « اسلو » و«طائف » اين بود كه بايد واقعيتي به نام اسرائيل را درمنطقه خاورميانه پذيرفت. كشوري كه با ارتشي شكست ناپذير، قادر است همزمان با ارتش تمام كشورهاي عربي، درگيرشده و ازميدان نبرد پيروز خارج شود. اين پيام كه « با مقاومت مي توان پيروز شد » پيامي فراگير براي تمامي كشورهاي منطقه است كه اولين دريافت كنندگان آن ملت فلسطين خواهد بود و آينده مبارزاتي گروههايي چون حماس، جنبش جهاد اسلامي و فتح با الگوي مقاومت حزب الله رقم خواهد خورد. اين نبرد نشان داد كه اگر قراراست درمنطقه خاورميانه مرزهاي جديدي رقم بخورد، اين اراده ملت هاست كه حرف آخررا در تغيير معادلات خواهد زد.شايد يكي از عميق ترين تحليل هاي جنگ 33 روزه را يادداشت نويس روزنامه آمريكايي واشنگتن پست ارائه كرد كه نوشت :« پس از حمله آمريكا به افغانستان، بحث سختي ميان نومحافظه كاران ميانه رو و افراطي درگرفت كه هدف بعدي چه كشوري خواهد بود ؟ ايران يا عراق ؟ ليبي يا سوريه ؟ عربستان يا لبنان ؟ آن روزها همه به محوريت ايران درمنطقه خاورميانه و بسيج افكارعمومي عليه آمريكا اذعان داشتند اما يك ترس فراگير درميان همگان وجود داشت و آن اين كه ايران يك كشور مدل است و حمله به آن نه تنها باعث شكست مدل نمي شود بلكه باعث احيا و ماندگاري آن مدل خواهد شد. مدلي كه درطول سال هاي گذشته، الهام بخشي خود را درسطح منطقه خاورميانه گسترانده و گروهها و ملت هاي بسياري را همراه خود كرده است. » واشنگتن پست در ادامه مي نويسد :« يكي از اشتباهات استراتژيك اسرائيل درنبرد با حزب الله لبنان اين بود كه محاسبه الگو شدن حزب الله را نكرده بود. اگر زماني از سقوط صدام و تشكيل دولت سرمشق درمنطقه سخن مي گفتيم اينك بايد ازظهور سرمشقي جديد به نام حزب الله سخن گفت كه ممكن است دومينووار به كشورهاي اطراف سرايت نمايد. » اين مقاله واشنگتن پست، شباهت بسياري با تحليل « توماس فريد من » دارد كه 4 سال قبل با درج يادداشتي با عنوان «يكي را بخريد و ديگري را مجاني به دست آوريد.» درروزنامه نيويورك تايمز، به مقامات آمريكايي گفته بود:« اگر ما بتوانيم درعراقي كه اكثريت آن شيعه است يك دولت متحد روي كار بياوريم، دولتي كه درآن همه نوع آزادي، دمكراسي و رفاه باشد، آن وقت اين دولت، دولتي سرمشق براي ملت ايران خواهد بود و ديگر هيچكس در ايران آمريكا را شيطان بزرگ لقب نخواهد داد. آمريكا با تشكيل دولت سرمشق درعراق مي تواند تكليف بسياري از دولت هاي ياغي را معلوم سازد. »

پيامدهاي جنگ 33 روزه

يكي ديگر از پيامدهاي جنگ 33 روزه را بايد تغيير معادلات خاورميانه برشمرد. پيش از اين، ارتش اسرائيل به عنوان چهارمين ارتش مدرن دنيا، خود را برتر از تمام كشورهاي منطقه دانسته و مدام براي به زانو در آوردن آخرين كانون هاي مقاومت رجزخواني مي كرد. اما نبرد حزب الله با اين ارتش نشان داد كه درعصر جديد بايد معادلات جديدي را به توان و اقتدار كشورها اضافه كرد. به گفته يكي از فرماندهان ارتش اسرائيلي، نبرد با حزب الله نشان داد كه ديگر نمي توان با تكيه بر ارتش كلاسيك و نبرد متقارن به پيروزي رسيد. ما پيش از حمله به مثلث مارون الراس، بنت جبيل وعيترون، 130 هزار گلوله، توپ وخمپاره براين منطقه فروريختيم و ديگر گمان نمي كرديم كه نيرويي براي مقاومت باقي مانده باشد اما زماني كه وارد اين منطقه شديم از زمين و آسمان برما گلوله مي باريد و ما نمي دانستيم كه بايد به چه كسي حمله كنيم.  نبرد حزب الله ارتش كلاسيك اسرائيل نشان داد كه چگونه يك گلوله 7 هزار دلاري مي تواند يك تانك 25 ميليون دلاري را درجهنم فرو برد و چگونه شليك چند موشك مي تواند پيشرفته ترين نيروي دريايي منطقه را ازهستي ساقط نمايد. حزب اللهي كه فاقد نيروي هوايي، دريايي و زميني كلاسيك بود، يكي از كلاسيك ترين ارتش هاي جهان را زمينگير كرد به گونه اي كه مقامات اسرائيلي اين روزها به «موازنه قوا» با حزب الله مي انديشند و بزرگترين دغدغه آنها گريز از زير قدرت و گستره آتش موشكي اين نيروي به ظاهر چريكي است.

برهم خوردن امنيت رواني اسرائيل

يكي ديگر از دستاوردهاي نبرد 33 روزه را بايد دربرهم زدن امنيت رواني مناطق اشغالي برشمرد. مهاجرت دو ميليون يهودي از روسيه و اروپاي شرقي به اسرائيل طي ده سال گذشته درحالي اتفاق افتاد كه به اين مهاجران تضمين هاي امنيتي لازم براي زندگي درشهركها داده شده بود و اينك اين امنيت تا شعاع حداقل 150 كيلومتري برهم خورده است. به اعتقاد برخي تحليل گران، آتش بس برقرارشده ميان اسرائيل و لبنان، آتش بسي شكننده است كه هرزماني احتمال شروع درگيري در آن وجود دارد و اين بدان معناست كه مناطق شمالي ومركزي فلسطين اشغالي كه بيش از 90 درصد جمعيت را درخود جاي داده است ديگر روي هيچ امنيت و آرامشي را به خود نخواهد ديد. به عبارت ديگر، حزب الله قادراست ظرف 24 ساعت، 90 درصد ساكنان اراضي اشغالي را آواره كوه و دشت و بيابان و يا به زير زمين ها و پناهگاه ها بفرستد.برهم خوردن امنيت اقتصادي و بالا رفتن ريسك هاي سرمايه گذاري دربخش هاي توريسم، صنعت و خدمات هم باعث گرديده تا كشورهاي سرمايه گذاري كه به سرزمين هاي اشغالي به عنوان كمربند امن مي نگريستند، اينك با شك و ترديد هاي جدي مواجه شوند. فرود روزانه دهها موشك بربندر حيفا كه يكي از قطب هاي صنعتي و اقتصادي خاورميانه لقب گرفته بود، نشان داد سرمايه گذاراني كه به دنبال محيط هاي امن مي باشند بايد نام اسرائيل را از ذهن خود پاك نمايند و اين براي اقتصاد كشوري كه برپايه سرمايه گذاري خارجي و تروريسم مي چرخد، حامل يك پيام تلخ و ناگوار خواهدبود.

پايان حمايت هاي همه جانبه غرب

به اعتقاد برخي تحليل گران، در نبرد 33 روزه رژيم صهيونيستي با نيروي مقاومت حزب الله، ديگر ردپايي از حمايت هاي بيدريغ غرب به چشم نمي خورد و به تعبيري غرب به حداقل ها كفايت كرد. درجنگ هاي دهه پنجاه و شصت ميلادي، اسرائيل با حمايت يكپارچه غرب به پيروزي مي رسيد اما اين حمايت ها درنبرد اخير بسياركمرنگ و مخفي بود. حتي دولتي مثل انگليس كه در روزهاي نخست به همراه آمريكا قطعنامه اي را به نفع رژيم صهيونيستي تدارك ديده بودند، درهفته بعد و با رايزني فرانسه، ازمواضع قبلي خود عدول كرد و به حداقل ها اكتفا كرد. اما حمايت هاي آمريكا قصه ديگري داشت. به اعتقاد برخي كارشناسان، آمريكايي ها براي اجرايي كردن نقشه خاورميانه جديد نيازمند درگيري جديدي درمنطقه بودند كه اسارت دو سرباز اسرائيلي بهترين فرصت براي اين مهم بود. درنقشه خاورميانه جديد آمريكا، تغيير دولت سوريه و لبنان و تشكيل مثلثي با قاعده اسرائيل، سبب مي شود كه جمهوري اسلامي ايران از مراكز ثقل قدرت خود دور شود. به عبارتي ديگر، ميان توانايي هاي ايران در داخل مرزها و بيرون مرزهايش يك انفكاك و جدايي حاصل مي شود كه اين موضوع مي تواند ضمن امنيت بخشيدن به اسرائيل، مقامات آمريكايي را درسيطره يافتن برمنطقه ژئو پلتيك خاورميانه ياري دهد. از اين رو، آمريكايي ها با خروج اسرائيل از ريل سياسي و ورود آن برفاز نظامي، در روياي درهم پيچيده شدن طومارحزب الله و تولد كودك جديدي با مختصات آمريكايي به سرمي بردند كه مقاومت حزب الله همه آن روزها را برباد داد. برخي ناظران اجلاس رم معتقد بودند درحالي كه مقامات اسرائيلي سخت در عطش آتش بس مي سوختند، اين مقامات آمريكايي بودند كه ادامه جنگ را به دولتمردان اسرائيلي تحميل كردند چرا كه درنگاه راهبردي سردمداران كاخ سفيد، دهه اول قرن بيستم بايد با خاورميانه جديد شكل گيرد تا سند امنيت ملي آمريكا به كمال برسد. از اين رو درطول جنگ 33 روزه، دررسانه ها و محافل ديپلماتيك اين سخن بسيار شنيده مي شد كه بازيگر صحنه جنگ اسرائيل با حزب الله آمريكاست.

طعمه هاي قلاب

يكي ديگر از ابعاد پيروزي حزب الله، به ميان آمدن اين بحث جدي درميان يهوديان مهاجر به اراضي اشغالي است كه خود را « گوشت دم گلوله » و«طعمه قلاب » بازيگردانان اصلي نظام سلطه مي دانند. به اعتقاد اين افراد كه البته طرفداراني هم دركشورهاي غربي و اسلامي پيدا كرده، مافياي اصلي يهود براي منحرف كردن اذهان عمومي ازطرح هاي آنها براي بدست آوردن منابع ثروت ومراكز قدرت، كانوني انحرافي را درسرزمين اشغالي فلسطين به وجود آورده و پروژه اصلي خود را درجايي ديگر به پيش مي برند. براين اساس لازم است هرده سال يكبار جنگي درمنطقه رخ دهد و كانون هاي فتنه شعله ور شود تا تمامي چشم و گوش ها معطوف اين منطقه بحراني شود و تمام چهره ها وطرح هاي يهود درتشكيل دولت اسرائيل خلاصه شود. بنابراين يهوديان طبقه دوم (اشكنازي هايي كه از اروپاي شرقي و روسيه آمده اند) و طبقه سوم (صفاردين هاي آسيايي و فلاشه هاي آفريقايي) بايد قرباني پروژه اصلي يهود كه همانا سيطره تام و تمام برمراكز قدرت وثروت جهان مي باشد، شوند. براساس اين تحليل، بازيگران اصلي يهود، ازهيچ بار ايدئولوژيكي برخوردارنبوده واعتقادي به آخرالزمان، آرماگدون، برپايي هيكل سليمان، ظهور ماشياو مسيح نداشته وتنها به انباشت قدرت و ثروت مي انديشند. اين تحليل گران همچنين معتقدند حتي دولتمردان ارشد رژيم صهيونيستي همچون شارون، باراك، اولمرت، پرز و. ... ازطبقه دوم وسوم يهود بوده و جزو طبقات پست به شمار مي آيند و وظيفه اي جز طمعه قلاب شدن ندارند.

 نمايش اخلاق درصحنه نبرد

از ديگر دستاوردهاي حزب الله درنبرد 33 روزه، نمايش اخلاق و جوانمردي درصحنه نبرد با دشمن بود. رژيم صهيونيستي درحالي كه ازاولين ساعات شروع جنگ اقدام به بمباران بيمارستان، مساجد، كليساها، جايگاههاي سوخت، تاسيسات آب و برق، پل ها، جاده ها و خودروهاي امدادي و مناطق مسكوني با بمب هاي خوشه اي، فسفري و آتش زا، ليزري و 5/2 تني نمود، اما نيرو هاي مقاومت حزب الله از خود خويشتنداري نشان داده و درحالي كه مي توانستند تاسيسات آب، برق، جايگاههاي سوخت رساني و مراكز امدادي و درماني را هدف قراردهند. اما هيچگاه به چنين روش هاي غيرانساني روي نياوردند حتي پس از بمباران وحشيانه قانا و درحالي كه افكار عمومي خواستار موشكباران تاسيسات پتروشيمي حيفا و برخي پايگاههاي هسته اي اين رژيم بودند، اما حزب الله از خود خويشتنداري نشان داده و پاسخ وحشيگري هاي آن رژيم را با انهدام دومين ناو ساعر داد. حزب الله در موشكباران شهرك صهيونيستي هم از همان ابتدا به ساكنان آن اعلام كرده بود كه مناطق مسكوني خود را ترك نمايند و سپس با پايان آمدن ضرب الاجل 24 ساعته و گاه 48 ساعته، موشكباران خود را آغاز مي كرد.درگزارش هاي رسانه هاي صهيونيستي درباره موشكباران حزب الله به دفعات آمده بودكه حزب الله پايگاه هاي نظامي، پادگان ها، مراكز اداري، محل تجمع نيروهاي نظامي، انبارهاي مهمات، مراكز اقتصادي، توليدي، بنادر و اسلكه ها را مورد هدف قرارداده است.  درآخرين نظرسنجي انجام شده در مناطق اشغالي هم، 78 درصد اسرائيلي ها گفته بودند به صداقت و سخنان سيد حسن نصر الله بيش از مقامات اسرائيلي اعتماد دارند. ازاين رو دراقدامي تبليغي زماني كه رسانه هاي صهيونيستي اعلام كردند اولمرت راس ساعت 20 دريك برنامه زنده از آخرين تحولات جنگ با حزب الله سخن مي گويد، بلافاصله مقامات حزب الله برنامه اي تلويزيوني را تدارك ديدند تا سيد حسن نصرالله راس همان زمان مقرر شده، با ساكنان مناطق اشغالي درباره جنگ اسرائيل و حزب الله و حقايق آن سخن گويد. روز بعد كه روزنامه صهيونيستي روانه دكه ها شدند، آمار نشان مي داد كه بيش از 93 درصد مردم اسرائيل به جاي سخنان اولمرت، پاي سخنان سيد حسن نصرالله نشسته بودند چراكه آنان سيد حسن نصرالله را فردي صادق و راستگو مي دانستند كه اخبار و واقعيات جنگ را آن گونه كه هست بيان مي كند و به آنچه كه مي گويد عمل مي كند. خاخام هاي يهودي هم از ديگر بازندگان جنگ بودند آنهايي كه درطول نبرد 33 روزه بارها فتواي قتل عام غيرنظاميان را صادر كردند تا جنايات وحشيانه رژيم صهيونيستي در قانا، بعلبك، صور وكشاورزان در مزرعه اي مجاور مرز سوريه رقم بخورد. خاخام ها وقاحت را آن چنان تمام كردند كه درهفته آخر جنگ به صراحت گفتند كه ارزش جان غيريهوديان مانند حيوانات است.

پيروزي دوم حزب الله

تحليل تحركات و مواضع سردمداران آمريكا و اسرائيل نشان مي دهد حال كه آنان درميدان نبرد نتوانستند به خواسته حداكثري خودبرسند، اينك تلاش مي كنند تا آن را درصحنه روابط ديپلماتيك بدست آورده و يا حداقل هاي لازم را به جنگ آورند. بوش در آغاز دومين دوره زمامداري اش به صراحت اعلام كرده بود كه چنانچه سازمان ملل نتواند نيازهاي آمريكا را تامين كند، به اندازه كاغذ پاره اي هم ارزش نخواهد داشت. بنابراين بايد مراقب مكر و حيله هاي آمريكا درشوراي امنيت و ديگرسازمان ها و نهاد هاي به اصطلاح بين المللي بود. شوراي امنيتي كه 57 كشور اسلامي يك كرسي دائم در آن ندارند. قعطنامه ناعادلانه 1701 درحالي كه به تصويب رسيد كه ابتدايي ترين حقوق ملت لبنان ناديده گرفته شد وقراراست درهفته جاري، قطعنامه ديگري درباره نحوه اجرايي شدن وضمانت هاي لازم آن به تصويب برسد. تجربه قطعنامه هاي پيشين سازمان ملل درباره لبنان نشان مي دهد كه آمريكا وحدت وانسجام ملت لبنان را نشانه رفته است و اميد به شعله ور شدن آتش اختلافات داخلي بسته است. از اين رو در پيام تبريك رهبر معظم انقلاب به سيد حسن نصرالله، خنثي كردن سمپاشي ها وتوطئه هاي دشمنان، پيروزي دوم حزب الله قلمداد شده است. امروز دشمنان اسلام و قداره كشان دنيا چه بخواهند و چه نخواهند، بايد چشمان خود را به روي دستاوردها و واقعيات جنگ لبنان بازكنند. امروز مراسم جشن پيروزي حزب الله دركشورهاي عربي با پلاكاردهايي آذين شده كه برروي آن نوشته شده: « سيد حسن نصرالله فخر عرب و نورچشم ملت هاي مسلمان است. »، امروز ازهر 10 كودكي كه درفلسطين و لبنان به دنيا مي آيند، 6 كودك را حسن نصرالله، نصرالله، بيروت، لبنان و حزب الله مي نامند. سه روز پيش، دوربين شبكه تلويزيوني (سي بي اس) آمريكا وقتي به يكي از بيمارستان هاي غزه رفته بود، پدر يكي ازنوزدان متولد شده نام فرزند خود را حزب الله گذاشته بود و مي گفت: اميدوارم فرزند دوم من هم به زودي به دنيا آيد تا نام احمدي نژاد را براو بگذارم. خبرنگار آمريكايي ازاو پرسيد آيا نگران نيستي كه فرزند تو با اين اسم در آينده نتواند به سفرهاي خارجي رود، و او درپاسخ گفت : من، خانواده و فرزندام وقف اسلام هستيم. آموزگاران ما سيد حسن نصرالله، خالد مشعل و احمدي نژاد هستند كه غرور شكسته شده اعراب را به آنها بازگرداندند. لبنان امروز به همت مقاومت شيرمردان حزب الله از « عروس خاورميانه» تبديل به « اقيانوس مقاومت » شده است. دراقيانوس ملت لبنان، توهم قدرت اسرائيل درهم شكسته شد و امروز جان به دربردن ازمعركه نبرد با حزب الله، بزرگترين پيروزي براي سران رژيم صهيونيستي است. يكي از پس لرزه هاي شكست عصاره قدرت غرب دربرابر حزب الله لبنان، شكل گيري هسته هاي مقاومت و حزب الله دركشورهاي مصر، اردن، سوريه، فلسطين و منطقه عربي و اسلامي خواهد بود. امروز لبنان زيباترين روزهاي خود را مي گذراند. « لنين » زماني مي گفت گاه درچند دهه هيچ اتفاقي نمي افتد و گاه درچند روز به اندازه چند دهه اتفاقات سهمگيني روي مي دهد. نمي دانم لنين از چه اتفاقاتي سخن گفته است اما اگر امروز او زنده بود از اين نبرد 33 روزه به عنوان بهترين شاهد مثال براي مدعاي خود نام مي برد.