آن دولت بوش از صدور ويزا براي دكتر باقري لنكراني وزير بهداشت كشورمان جهت شركت در اجلاس رسمي سازمان جهاني بهداشت ممانعت به عمل آورده بود و از زمان ارسال پرونده فعاليت هاي هسته اي ايران در شوراي امنيت سازمان ملل، هيچ يك از ديپلمات هاي هسته اي ايران نتوانسته اند براي حضور در جلسات شوراي امنيت يا انجام رايزني هاي ديپلماتيك در نيويورك، ويزاي ورود به آمريكا را دريافت كنند. يكي از برنامه هاي سفر آقاي خاتمي، ديدار با جيمي كارتر رئيس جمهور اسبق آمريكا عنوان گرديده، اگرچه با انتقادهاي صريح برخي رسانه هاي داخلي كشورمان، گفته مي شود انجام اين ديدار در هاله اي از ابهام قرار گرفته است. در ديپلماسي آمريكاييان، از كارتر به عنوان طراح حقوق بشر و صدور دمكراسي آمريكايي نام مي برند، همان شخصي كه «سوليوان» آخرين سفير آمريكا در تهران در خاطراتش درباره وي مي نويسد: «شب 17 شهريور شاه بسيار مضطرب و هراسان بود. او واقعا از عكس العمل مردم در برابر كشتار روز گذشته مي ترسيد. بنابراين من دست به كار شدم و اين مسئله را به گوش كارتر رساندم. كارتر هم شخصا با شاه تماس گرفت و به او دلداري داد. كارتر به شاه گفته بود آمريكا تا آخرين لحظه پشتيبان شاه خواهد بود. «رزالين» زن كارتر هم به فرح زنگ زد و همين جملات را تكرار كرد و اين چنين بود كه آن شب شاه با خيال راحت به رختخواب رفت
اگرچه در بدو ورود آقاي خاتمي به واشنگتن، وي در گفتگو با خبرنگاران اعلام كرد كه به عنوان يك شهروند عادي ايراني به آمريكا سفر كرده است- كه هيچ يك از شهروندان عادي ايراني نمي توانند به اين سهولت و برخوردار از تسهيلات دولت آمريكا به آن كشور سفر نمايند- در عين حال شخص آقاي خاتمي به گونه اي درباره مسائل هسته اي، عراق، فلسطين، لبنان و.... اظهارنظر كرد كه همگان اين اظهارات را به عنوان سياست دولت جمهوري اسلامي ايران و يا حداقل مواضع يكي از مقامات عاليرتبه ايران قلمداد كردند، مواضعي كه برخي از آنها از هيچ منطقي براي اتخاذ و يا توجيه برخوردار نمي باشد. برخي از اين مواضع عبارتند از:

: -من به دولت آمريكاهرگز شيطان بزرگ نمي گويم(علي رغم موضع صريح و تعبير ماندگار حضرت امام خميني(ره) كه ماهيت دولتمردان كاخ سفيد را به نمايش مي گذارد.)

-من از ديپلمات هاي آمريكايي كه به مدت 444روز در ايران گروگان گرفته شده بودند عذرخواهي مي كنم و از اين حادثه متاسفم(آقاي خاتمي از حادثه اي ابراز تاسف مي كند كه امام امت(ره) از آن به عنوان «انقلاب دوم» و انقلابي بزرگتر از انقلاب اول ياد كردند.)

همچنين آقاي خاتمي از افراد سفارت آمريكا در حالي به عنوان ديپلمات نام مي برد كه «دوناسي پكوئين» رئيس سازمان سيا در تهران در گزارش كار خود از داخل سفارت آمريكا براي روساي خود چنين نوشته است: «ما درگير اين موضوع هستيم كه سران بالقوه يك ائتلاف متشكل از ليبرال هاي سياسي، چهره هاي ديني ميانه رو، سكولارها، ملي گرايان و سران ارتش متمايل به غرب را شناسايي كرده و از آنها براي اقدام عليه انقلاب و جمهوري اسلامي استفاده نماييم. كسي كه بيش از ديگران احتمال داده مي شود كه اين ائتلاف را سرعت بخشد آيت الله شريعتمداري است. اين زمينه در بني صدر نيز وجود دارد.» (جلد 55، اسناد لانه جاسوسي، ص 30)

-تا زماني كه دولت عراق نتواند كنترل خود را بر كشور برقرار كند، نيروهاي آمريكايي بايد در عراق بمانند. نبايد عراق را به تروريست ها و نيروهاي شورشي واگذاشت.

ايران و آمريكا از صلح و امنيت و ثبات در عراق سود مي برند. (ظاهرا آقاي خاتمي فراموش كرده اند كه منشاء ناامني هاي عراق حضور نيروهاي آمريكايي است و اسناد بسياري حكايت از ارتباط نزديك نيروهاي اطلاعاتي آمريكا با بمب گذاراني دارد كه از بعثي ها و نيروهاي مزدور مي باشند.)

-هولوكاست يك واقعيت است. (اين چه واقعيتي است كه دنياي غرب از هرگونه اظهارنظري درباره آن وحشت دارد و هر روزه برشمار تشكيك كنندگان در آن افزوده مي شود؟)

-اگر دولت منتخب حماس وجود اسرائيل را در كنار يك دولت فلسطيني بپذيرد، جمهوري اسلامي ايران با آن مشكلي ندارد (در حالي كه سياست رسمي جمهوري اسلامي ايران آن است كه طي يك همه پرسي آزاد و عادلانه همه ساكنان فلسطيني، يهودي و آوارگان درباره سرنوشت خود تصميم بگيرند و پذيرش اسرائيل به عنوان يك دولت مستقل در كنار يك دولت فلسطيني به هيچ وجه مورد قبول نبوده است.)
-
يك سوء تفاهم مزمن ميان غرب و شرق وجود دارد كه ريشه در جنگ هاي صليبي دارد (آيا تمام جنايات غرب عليه كشورهاي اسلامي و استعمار مردم آن ريشه در يك سوء تفاهم(!) دارد!)

-ايران شايدتعليق در طول مذاكره را بپذيرد(چرا بايد چنين موضعي از سوي آقاي خاتمي اتخاذ شود در حالي كه دستگاه ديپلماسي كشورمان تاكنون چنين موضعي را اتخاذ نكرده است؟) و چرا آقاي خاتمي وقتي كه خبرنگار يو.اس.اي تودي با گستاخي از وي مي پرسد كه نظر شما درباره اظهارات تقابل جويانه احمدي نژاد چيست؟ تنها به اين جمله اكتفا مي كند كه يك سياستمدار بايد بالاترين درجه ديپلماسي و اخلاق عمومي را به نمايش بگذارد؟
در كدام يك از مواضع جناب آقاي احمدي نژاد اخلاق عمومي زيرپا گذاشته شده است؟ و چرا بايد با موضع مقتدرانه و عزت مدارانه رئيس جمهور كشورمان اينگونه برخورد شود؟ مگر نه اين است كه رئيس جمهور آمريكا تاكنون بارها ملت ايران را ملتي عقب مانده، تروريست و محور شرارت معرفي كرده است؟
آنچه گذشت تنها بخشي از اظهارات آقاي خاتمي بود كه در طول چند روز اخير اتخاذ گرديده است. ارزيابي كامل مواضع ايشان مجالي فراخ تر را طلب مي نمايد كه شايد پس از بازگشت آقاي خاتمي از سفر 12 روزه، اين مجال فراهم و نقد مفصل تري ارائه گردد.