مرحوم علی دوانی
شنيده ام كه آقاي دكتراحمدي نژاد رياست محترم جمهوري در جمع دانشجويان دانشگاه امام صادق(ع) ضمن سخنراني از جمله گفته اند:«بعد از اينكه عليه دولت نوشتند، يك نفر پيدا شده چيزي عليه آنها گفته. بعد آمدند ديدند ايشان نسبتي با اعضاي دولت دارد. آن را گذاشتند كنار، فحشش را به دولت مي دهند. اينها همان کساني هستند كه مي گفتند همه اشخاص براي خودشان مستقلند. زماني يك خانمي آمد و مردانگي كرده است، خدا شاهد است من نديدم و نخواندم و نه در جريان بودم. در روزنامه ها نوشتند كه او پول داده، امكانات داده كه به كساني حرفي زده شود. اين دروغ است، حتي من شنيدم وزارت ارشاد احتياط كرده و آن امكانات معمولي عادي را كه به همه مي داده، به ايشان نداده است.»
با اين كه من منزوي هستم و سر در كار خود دارم و روزنامه هم نمي خوانم و گاهي اوضاع جاري را از سيما مي بينم، يا از اين و آن مي شنوم و كاري به نفي و اثبات مسايل سياسي ندارم، زيرا به قدر كافي هستند، اما شنيدن اين جمله مختصر و تاثيرانگيز رياست جمهوري باعث تاثر بسيار من شد؛ به خصوص كه ربطي هم به من دارد.
خانم فاطمه رجبي همسر آقاي دكتر الهام كه ايشان او را تنها حامي و مدافع خود دانسته اند، دختر انديشمند من است كه بيش از افراد خانواده عاطفي است و نمي تواند آنچه را مي انديشد كه برخلاف انتظار است از بيان آن خودداري كند.
آقاي دكتر احمدي نژاد! ناراحت نباشيد. غير از مشاراليها، بسياري هستند كه درباره شما و عملكرد شما و از انتقاد مغرضانه از كارهاي شما ناراحت و در تب و تاب مي باشند. از همه مهمتر توجه خاص مقام معظم رهبري است كه در فرصت هاي مناسب، از جمله در شهر شما (گرمسار) به آن گونه از انديشه ناب و عملكرد شما تمجيد نمودند و به نحو دلسوزانه اي مخالفين را نصيحت كردند كه دست از سم پاشي و بي انصافي بردارند و خلاصه در هر مناسبتي شما را تاييد مي كنند.
بهترين گواه پشتوانه مردمي شما، احساسات بي شائبه ميليون ها مردم مسلمان و خيرخواه هستند كه در بازديد جنابعالي از استان ها و شهرستان ها ابراز داشته و مي دارند. كارهاي ابتكاري و موضع گيري هاتان در برابر مطامع بيگانگان و كارشكني هاي آمريكاي جهانخوار و صهيونيسم بين الملل و اروپائيان كينه توز، به خصوص درباره مساله انرژي هسته اي كه قهرمانانه آن را به پيش برده ايد و به خواست خدا پيش مي بريد را مورد حمايت كامل قرار داده و بي صبرانه منتظر پايان كار توسط شما هستند.
نامه تاريخي شما به بوش رئيس جمهور آمريكا كه شنيدم در داخل باعث سخنان مغرضانه شده بود، در كشور ارمنستان براي تحسين آن همايش منعقد كرده و گفته اند براي داشتن يك زندگي آرام و سالم، همين است كه رئيس جمهور ايران ارائه داده است، راه انبيا و تعاليم و رهنمودهاي آنها.
همين ديشب (01 آذر) در سيما ديديم كه يك مرد آمريكايي گفته بود: آنچه رئيس جمهور ايران در نامه اش خطاب به ملت آمريكا گفته است، حرف دل ما را زده است!
از قضاوت و اظهارات ديگران در نقاط مختلف جهان اطلاع ندارم ولي اين را مي دانم كه اگر من و يا روحانيوني كه قلم به دست داريم و سياستمداراني كه سر در كار سياست دارند، مي خواستند اين دو نامه را بنويسند شايدنمي توانستند بهتر از اين را ارائه بدهند.
حال چرا ما به جاي تقدير از كارهاي شگفت برانگيز و خيرخواهانه رئيس جمهور محترم، به وجدان خود اجازه دهيم كاري كنيم كه ايشان خود را تنها ببينند و فقط حمايت و دفاع يك زن دلسوز و با ايمان را مايه خوشوقتي خود بدانند؟!
مگر نشنيديم همان ماه هاي اوليه انتصاب ايشان به رياست جمهوري و موضع گيري هايي كه ابراز داشتند، بوش رئيس جمهور آمريكا گفت:«احمدي نژاد رئيس جمهور ايران مرد عجيبي است!»
راستي، چه كسي از مسئولين ما به ياد داشت و به فكر افتاد كه در اوضاع و شرايط كنوني داخلي در مقابل صهيونيسم بين الملل و آمريكاي جنايتكار و پشتيباني ملل اروپا از اسرائيل، مساله هولوكاست را مطرح كند، و بگويد اگر اين مساله راست است چرا بايد ملت فلسطين تاوان آن را بدهند؟!
و بگويد:«اين درست است كه ملت آلمان پس از 06 سال هنوز بايد سالي دويست و پنجاه ميليون يورو غرامت به اسرائيل بپردازد؟!»و از اين راه به پژوهشگران بي طرف و منصف در سراسر دنيا جرأت تحقيق و اظهارنظر نسبت به اين دو مساله بدهد؟ و شنيديم اين سخن در خود آلمان انعكاس وسيعي يافته و از آن موقع نسبت به مردم ايران با چشم ديگري نگاه مي كنند؟!شنيدم در روزنامه اي از خانه مجلل آقاي دكتر الهام ياد كرده اند، حال آن كه دكتر الهام سال ها معاون امور مالي سه دادستان كل آقايان: صانعي، موسوي خوئيني ها، و ري شهري و معاون آقاي يونسي رئيس دادسراي تهران بود. اگر او مانند بعضي ها بود، اقلاً يك خانه معمولي در شهر داشت، حال آن كه يك خانه يك طبقه در يك محله مستضعف نشين و دور از شهر با چه امكاناتي چند سال پيش بنا كرد كه قسمتي از پول آن را من به دخترم دادم، بقيه را دو بار از صندوق قرض الحسنه گرفتم. گمان نمي كنم يك مسئول درجه سوم در آن محله سكونت داشته باشد. بعد از قبول پست جديد هم كه در خانه كنار رئيس جمهور است، خانه اش همان جاست كه بود.
خود رئيس جمهور محترم هم در همان خانه كه قبلا بوده مهمانان خود را مي پذيرد، و شايد كسي اطلاع نداشته باشد. حال انسان با اين اوضاع و جو چه كند كه مقبول عامه باشد؟!
شايد باور نكنيد كه پس از يك سال و اندي من غير از دو بار كه آقاي رئيس جمهور را ديدم و آن هم در مجلس ختم پدرشان بود و فقط تسليت گفتم، و ايشان هم آهسته تشكر كردند، حتي به اندك صحبتي هم نكشيد.
