نظام خانواده در اسلام مانند هر نظام ديگري يك كل تجزيه ناپذير است كه همه اجزاء آن بايد با هم موجود باشند و همه دستورات آن با هم اجرا شوند. نمي شود بخشي از دستورات اجرا شود و بخشي ديگر معطل بماند. از نظر اسلام اولا انسان بهتر است در سالهاي آغاز جواني ازدواج كند و ثانيا هرگونه التذاذ جنسي بايد منحصر به محيط خانواده بوده و جامعه فقط محيط كار و فعاليت باشد. به عبارت ديگر جامعه نبايد تحريك جنسي شود تا از طرفي، بنيان خانواده هرچه بيشتر مستحكم شود و از طرف ديگر نيروي كار جامعه افزايش يابد. ولي ما متاسفانه هر دو پايه را سست كرده ايم، از طرفي ازدواج را با آداب و رسوم دست و پاگير به صورت يك روياي دست نيافتني درآورده ايم و از طرف ديگر حساسيت خود را نسبت به تحريكاتي كه در جامعه از راه بدحجابي و اختلاط رخ مي دهد از دست داده ايم، آنگاه انتظار داريم كه هيچ خطايي هم از كسي سر نزند. اين حكم چنين بود كه كج دار و مريز.اسلام كه از يك سو روابط آزاد جنسي را ممنوع اعلام كرده است، از سوي ديگر اولا بر ازدواج سهل و آسان تاكيد كرده و ثانيا تمهيداتي انديشيده است كه جامعه از نظر جنسي تحريك نشود و انواع التذاذات جنسي منحصر به محيط خانواده باشد؛ و الا اگر تحريكات به جاي خود باقي باشند و از آن سو ممنوعيتها برقرار، شك نيست كه موجب اختلالات رواني در افراد خصوصا جوانها خواهد شد و محروميت هاي جنسي از روان آگاه به روان ناخودآگاه انسان خواهد رفت و در آنجا به صورت عقده هاي رواني باقي خواهد ماند و ممكن است به صورت رفتار ناهنجار و حتي جنايت بروز كند.اگر در غرب تحريكات جنسي آزاد است، در مقابل، روابط نيز آزاد است و راههاي ارضاء و اطفاء غريزه جنسي مهياست. اخلاق جنسي در جهان غرب عبارت است از تحريكها و ارضاهاي پي درپي و بدون حساب و كتاب، در حالي كه اخلاق جنسي اسلامي عبارت است از تحريكها و ارضاها در محدوده خانواده و عدم تحريك و ارضاء در محيط جامعه. آنچه كه ما امروز به آن عمل مي كنيم نه روش اسلامي است و نه روش غربي، لذا مزاياي روش اسلامي را ندارد و معايب روش غربي را دارد. در جامعه ما تحريكات جنسي رو به افزايش مي رود و ممنوعيتهاي وجداني و قانوني به جاي خود محفوظ است، آزادي تحريكات را از غرب گرفته ايم و ممنوعيت روابط را از اسلام و انتظار داريم كه نتيجه مثبت هم بگيريم و هيچ گونه عقده رواني و رفتار ناهنجار در ميان مردم پيدا نشود. روشي كه ما در پيش گرفته ايم برخي از مردم ما را مصداق اين شعر حافظ كرده است كه:

يك دست به مصحفيم و يك دست به جام                                      گه نزد حلاليم و گهي نزد حرام

اينجاست كه به فلسفه وجوب پوشش براي زن و حرمت نظر براي مرد بيشتر پي مي بريم. خداوند از تشريع اين قانون، مصلحتي را منظور داشته كه آن حفظ و استحكام بنيان خانواده از راه منع تحريكات جنسي در جامعه است. پس اگر پوششي اين فلسفه را دربر نداشت و موجب تحريك جامعه شد- آنچنان كه مانتوها و شلوارهاي چسبان امروز عمل مي كنند- پوشش اسلامي نيست. به عبارت ديگر با حفظ ظاهر حجاب و از بين بردن محتوا و فلسفه آن، حكم خدا اجرا نشده بلكه به بازي گرفته شده است؛ همچنان كه با حيله هاي ربا كه شكل ظاهر ربا را از بين مي برد ولي فلسفه حرمت آن كه اكل مال به باطل است همچنان محفوظ است، ربا از ربا بودن خود خارج نمي شود. اوامر و نواهي الهي براساس مصالح و مفاسد واقعي و براي نزديك شدن ما انسانها به آن مصالح و دور شدن از آن مفاسد است، خواه ما آن مصالح و مفاسد را بشناسيم و خواه نشناسيم، و الا ذات خداوند اجل از آن است كه بخواهد بندگان خود را بي جهت به زحمت بيندازد و احكامي را صادر كند كه هيچ نفعي به حال آنها ندارد و هيچ ضرري را از آنها دور نمي سازد.اما راه حل چيست؟ بسياري از افراد در پاسخ به اين سؤال بلافاصله مي گويند: كار فرهنگي. اين پاسخ مانند سخن كساني است كه درباره برخورد با مجرمان مي گويند مجرم را بايد تربيت كرد نه مجازات. در هر دو مورد، مغالطه به كار رفته است، زيرا سخن در اين است كه بعد از آنكه سالها كار فرهنگي شده است، با كساني كه پوشش اسلامي را رعايت نمي كنند چه بايد كرد؟ و نيز سخن در اين است كه بعد از آنكه جامعه تلاش خود را در تربيت افراد انجام داده و در عين حال افرادي دست به دزدي يا جنايت مي زنند با اين مجرمان چه بايد كرد؟ سخن در اين نيست كه ميان كار فرهنگي و برخورد عملي در مسئله حجاب، كدام يك را انتخاب كنيم، زيرا هركدام اثر خود را دارد و در جاي خود بايد به كار رود؛ همچنان كه در برخورد با مجرم، هريك از تربيت و مجازات اثر خود را دارد و در جاي خود بايد استفاده شود. به قول سعدي:

درشتي و نرمي به هم در به است                           چو رگزن كه جراح و مرهم نه است

از نظر اسلام نيز امر به معروف و نهي از منكر مرتبه اي دارد كه مستلزم اعمال زور است. اينجاست كه همه فقها معتقدند كه اين مرتبه امر به معروف و نهي از منكر وظيفه دولت اسلامي است زيرا اگر به عهده مردم باشد موجب هرج و مرج خواهد بود.مثالي ذكر مي كنيم: چند سال قبل نيروي انتظامي حركتي را براي سامان دادن به ترافيك تهران انجام داد كه شايسته تقدير و تشكر بود. با يك عزم استوار و وارد كردن نيروي كافي به ميدان، كاري را كه محال مي نمود، يعني به نظم درآوردن حركت موتورها و به طور كلي رفت و آمد خودروها در شهر تهران، به واقعيت تبديل كرد. موتورسوارهاي ما نيز مانند ساير نقاط جهان پشت چراغ قرمز مي ايستادند و اين يعني تبديل يك آرزوي نزديك به رؤيا به واقعيت. اين كار نيروي انتظامي، مصداق آن مرتبه از امر به معروف و نهي از منكر بود كه مستلزم اعمال زور است و وظيفه دولت اسلامي مي باشد. كسي نمي تواند اعتراض كند كه اين كار با آزادي مردم منافات دارد، زيرا داراي منافعي است كه به جامعه برمي گردد. از قبيل واكسن زدن به مردم يك شهر كه در معرض يك بيماري قرار دارند و كسي نمي تواند اجبار در واكسن زدن را مخالف آزادي انسانها معرفي كند؛ زيرا ارزشي بالاتر يعني سلامتي انسانها به خطر افتاده است و اساسا آزادي يك كمال وسيله اي است نه يك كمال هدفي، چون وسيله اي است براي كسب كمالات انساني. آزادي يعني نبود مانع در راه رسيدن به كمالات انساني، بنابراين يك امر عدمي است و امر عدمي نمي تواند مطلوب بالذات انسان باشد.مبارزه با بدحجابي از اين قبيل است، از قبيل بهداشت عمومي يا سوادآموزي عمومي كه گرچه ممكن است برخي افراد ناراحت شوند اما گاهي كه افراد جاهل مصلحت خود و جامعه را نمي فهمند بايد با اجبار به آنها واكسن زد يا سواد آموخت و يا لباس مناسب پوشاند. البته بديهي است كه نظارت بر پوشش اسلامي حساسيت خاص خود را دارد و بايد از هرگونه افراط و تفريط خودداري كرد. در گذشته گاهي اين نظارت با تجسس در زندگي مردم اشتباه گرفته مي شد. ممكن است زن و مردي يا پسر و دختري با پوشش مناسب در حال گذر باشند، ما حق نداريم تجسس كنيم كه آيا محرم هستند يا خير، بلكه اصل بر برائت است. در نقطه مقابل، ممكن است آن دو محرم باشند ولي لباس بسيار زننده و محرك پوشيده باشند، در اينجا ضابطين دولت حق دخالت دارند. اين دخالت نيز بسيار حساس است، اولا بايد به وسيله افراد آموزش ديده انجام شود، ثانيا اگر بازداشت زني لازم آمد، صرفا بايد به محلي كه توسط بانوان اداره مي شود تحويل داده شود، و ثالثا در نوبت اول و دوم به تذكر و ارشاد قناعت شود و در نوبت سوم جريمه نقدي و در نوبتهاي بعد هرآنچه را كه قانون معين كرده است عمل نمايند.اقدام بعدي، ايجاد نظارت در ادارات دولتي و دانشگاهها بر كارمندان و مراجعان و دانشجويان از نظر پوشش اسلامي است تا بدحجابي از طرف نظام جمهوري اسلامي رسميت پيدا نكند. در مورد بانوان مسئله آرايش نيز مطرح است. اينكه گفته اند پوشاندن وجه و كفين مستثني است، مقصود وجه بدون آرايش است. ايران ما از نظر مصرف مواد آرايشي در رديف اول جهان است. البته اگر اين مصرف در محيط و محدوده خانواده بود مانعي نداشت اما همه ما مي دانيم كه متاسفانه بسياري از بانوان ما بدون آرايش از منزل خارج نمي شوند و اين يك نقطه ضعف در كارنامه ماست و با اصل «جامعه محيط كار و كوشش است نه التذاذ جنسي» منافات دارد.اقدام ديگر، نظارت بر توليد مانتو است. مانتو معمولا براي بيرون از منزل تهيه مي شود، پس مانتوي چسبان و كمر باريك به چه معني است؟ دولت حق دارد مانع فعاليت اين گونه توليديها شود. اقدام ديگر ايجاد امكانات ورزشي و تفريحي ويژه بانوان است كه متاسفانه معمولا در طراحي ورزشگاهها و تفريحگاه ها توجه لازم به آن نمي شود و بعد از افتتاح متوجه مي شوند كه بايد جايي هم ويژه بانوان احداث مي شد و از روي اضطرار قسمتي را كه شرايط لازم را ندارد و گاه موجب اختلاط هم مي شود به آنها اختصاص مي دهند. وقتي اوقات فراغت دختران جوان پر شد كمتر به فكر دلبري و متوجه كردن قلبها به خود مي افتند.كشور ما با انقلابي كه بپا كرد، و با تهديداتي كه اكنون متوجه اوست، نياز به جوانان مجاهد و جنگاور دارد. با اين وضع فرهنگي از تعداد اين جوانان كاسته خواهد شد زيرا هوسراني و عياشي با مجاهدت و مبارزه و سختي كشيدن سازگار نيست، گرچه بسياري از جوانان ما در هر شرايطي خود را حفظ مي كنند. بنابراين اگر ملاحظات سياسي را هم در نظر بگيريم بايد جو كشور ما جو حماسه و مجاهدت و ايثار و فداكاري باشد نه جو شهوتراني و هواپرستي. داستان اندلس اسلامي (اسپانياي امروز) كه چگونه غربيها با ترويج بي بندوباري و هوسراني و به تعبير يكي از مستشرقين با شراب و زن، اين سرزمين را از دست مسلمانان خارج كردند، عبرت خوبي است. جالب است كه به تعبير امام علي عليه السلام دشمنان ما در باطل خود مجتمع و استوارند و ما در حق خود متفرق و سست. ژاك شيراك رئيس جمهور فرانسه چند سال پيش اعلام كرد كه با مخالفان منع حجاب بيرحمانه برخورد مي كنيم، ولي ما همچنان در بند اين هستيم كه اگر برنامه اي را براي مبارزه با بدحجابي اجرا كنيم عكس العمل آمريكا و اروپا چه خواهد بود!

باري، اميدواريم كه با يك برنامه حساب شده، وضعيت پوشش جامعه خود را اصلاح و به الگوي اسلامي نزديك نماييم. هسته و محتواي انقلاب اسلامي امور معنوي و فرهنگي است والا سدسازي و پل سازي و عمران و آباداني كه آن نيز ضروري است و بدون آن مسائل معنوي نيز سامان نمي يابد، امر مشترك ميان همه نظامهاي حكومتي و دولتهاست.