هنر امام  فرا رفتن از سيطره وهژموني غرب بود، به تعبير «سامي زبيده»از انديشمندان بزرگ مصر، «امام چنان سخن مي گفت كه گويي غرب وجود ندارد.» امام يك استثناء درنظريه وعمل بود و رمز مانايي وپويايي انقلاب امام را بايد درماهيت انديشه هاي جاويد حضرت امام (ره) جستجو كرد، انديشه هايي كه امروزه به عنوان يك مكتب جديد قد علم كرده وتعريف جديدي ازقدرت را درجهان امروز به نمايش گذارده است. هنر امام به چالش كشيدن نظام هژمونيك مبتني بر سلطه قدرت هاي استكباري بود. امام دنياي غرب را از موضع «كنشگري» به ورطه «واكنش گري» غلتاند و دركانون مبارزه، ضمن به چالش كشيدن فرهنگ انسان محور و كثرت گراي غرب، از آن فرهنگ و تمدن حاكم، مركز زدايي كرد وشكل بندي جديدي را ارائه فرمود. امام (ره) با انديشه اي كه مرزهاي جغرافيايي را درنورديده بود، دايره تعارض بين اسلام و دنياي مادي را نه ملي ومنطقه اي، بلكه بين المللي دانست و فرمود:«اكنون ملت هاي جهان بيدار شده اند و طولي نخواهد كشيد كه اين بيداري ها به قيام ونهضت وانقلاب انجاميده و خود را از تحت سلطه ستمگران مستكبر نجات خواهند داد

يورش مستمر

استراتژي امام (ره) در مواجهه با دشمنان جهان اسلام، بيداري امت اسلامي و يورش مستمر به اردوگاه فكري دشمنان بود. امام (ره) با خلق ادبيات وتفكري قدرت بخش وامنيت آفرين، دكترين امنيتي جهان اسلام را ترسيم كرد، آنجا كه مي فرمود:«ما درصدد گسترش نفوذ اسلام درجهان و كم كردن سلطه جهان خواران هستيم. ما درصدد خشكانيدن ريشه هاي فاسد صهيونيسم، سرمايه داري وكمونيسم درجهان هستيم. ما تصميم گرفته ايم به لطف و عنايت خداوند بزرگ، نظام هايي را كه بر اين سه پايه استوار گرديده اند، نابود كنيم و نظام اسلام رسول الله (ص) را در جهان استكبار ترويج نمائيم ودير يا زود ملت هاي آينده شاهد آن خواهند بود... ما بايد درارتباط با مردم جهان ورسيدگي به مشكلات ومسايل وحمايت از مبارزان و گرسنگان ومحرومان با تمام وجود تلاش نمائيم و اين را بايد از اصول سياست خارجي خود بدانيم... الان اسلام به تمامه درمقابل كفر واقع شده است.جنگ، جنگ است وعزت وشرف وميهن ودين ما درگروه همين مبارزات است. ملتي كه شهادت دارد اسارت ندارد،، ما مثل حسين درجنگ وارد شديم و بايدمثل حسين به شهادت برسيم... ما اگر چنانچه قدرت داشته باشيم تمام مستكبرين را از بين خواهيم برد، متحد شويد كه در سايه اتحاد، پيروزيتان برابر قدرت ها حتمي است. سلامت وصلح جهان بسته به انقراض مستكبرين است، قدرت هاي جهان بدانند امروز مثل ديروز نيست كه با يك تشر، ملت ها چون دولت ها از ميدان عقب نشيني كنند، مقصد يك مقصد است و آن شكست ابرقدرت هاست، وظيفه ماست كه درمقابل قدرت ها بايستيم و قدرت ايستادن هم داريم، اين سيلي كه ابرقدرت ها از ايران خوردند، از اول عمرشان تا حالا نخورده بودند

امام (ره) درمواجهه با دشمنان اسلام و بشريت، دو سيلي محكم برگوش آنها نواخت.سيلي اول امام (ره) درمبارزه سلبي ودفاعي بود. درمنازعه سلبي، طرف مدافع صرفاً در پي خودداري از اعطاي امتياز وايستادگي در برابر دشمن به نحوي است كه او نتواند امتيازي كسب نموده و طرف مدافع را به سوي اهداف خود سوق دهد. بخشي از فرمايشات حضرت امام(ره) درباره عدم تسليم در برابر دشمنان، دراين زمينه ارزيابي مي شود:«ما تسليم بي عدالتي نخواهيم شد و با ستمكاران كنار نخواهيم آمد. امروز همه، انقلابي و آماده شهادت هستند. من به پيروزي خودمان اطمينان دارم، دولت آمريكا مفهوم شهادت را نمي فهمد. من جداً اعلام مي كنم كه ما مي توانيم به آساني در برابر تجاوز آمريكا بايستيم. آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند. ما دندان هاي آمريكا را در دهانش خرد مي كنيم.مقصد يك مقصد است و آن شكست ابرقدرت هاست. ما هيچ خوفي از ابرقدرت ها نداريم. تمام گرفتاري هاي ما از اين آمريكا و اسرائيل است. همه ملت ما، دشمن شماره اول خودش را امروز آمريكا مي داند. آن داغي كه به دل آمريكا به واسطه اين نهضت وارد شده است، به دل هيچ كس وارد نشده است. خوشوقتي كامل آن روزي است كه سلطه همه استعمارگران شرق و غرب و به خصوص آمريكاي جهانخوار از سرمسلمانان قطع شوداما با نگاهي گذرا بر سيره و گفتار امام راحل «ره» مي توان به خوبي پي برد كه ايشان مبارزه با دشمن را صرفاً سلبي وتدافعي نمي بيند، هر چند كه همين مبارزه سلبي و دفاعي هم خود افتخار بزرگي است كه اكثر حاكمان ودولتمردان فعلي دنيا فاقد آن هستند. سيلي دوم امام، مبارزه اي تهاجمي، اثباتي و با رويكرد به انفعال كشانيدن دشمن و مجبور كردن او به اعطاي امتيازات پي درپي بود. آنجا كه مي فرمود:«به سلاح و صلاح مجهز شويد كه خداوند با شماست. اسلام در بعد سياسي، بدون تشبث به دروغ و خدعه وتوطئه فريبنده، كشورها را به اداره وتمشيت حكومت سالم هدايت مي كند. اقتصاد را به صورت سالم و بدون وابستگي، به نفع همگان، در رفاه همه مردم و با اهميت به مستمندان و ضعيفان، بارور مي كند. اين به عهده علماي اسلام و محققين و كارشناسان اسلامي است كه براي جايگزين كردن سيستم ناصحيح اقتصاد حاكم برجهان اسلام، طرح ها و برنامه هاي سازنده و در برگيرنده منافع محرومين و پابرهنه ها را ارائه دهند وجهان مستضعفين و مسلمين را از تنگنا و فقر معيشت به در آورند، البته پياده كردن مقاصد اسلام در جهان و خصوصاً برنامه هاي اقتصادي آن و مقابله با اقتصاد بيمار سرمايه داري غرب و اشتراكي شرق، بدون حاكميت همه جانبه اسلام ميسر نيست. ارائه طرح ها و تبيين جهت گيري اقتصاد اسلام در راستاي حفظ منافع محرومين وگسترش مشاركت عمومي آنان و مبارزه اسلام با زراندوزان، بزرگترين هديه وبشارت آزادي انسان از اسارت فقر و تهيدستي به شمار مي رود. پيش كسوتان جهاد و شهادت درهمه صحنه ها حاضر و آماده باشند. ومردانه درميدان باقي باشيد واين نهضت را جلو ببريد تا ان شاءالله اسلام، محتواي مترقي اش پياده شود. ما در صدد صدور انقلاب اسلامي و حاكميت ارزش هاي اسلامي وبرافراشته شدن پرچم اسلام در اقصي نقاط جهان هستيمسيره امام (ره) نشان مي دهد كه او روحي ذلت ناپذير و ستم ستيز داشت و نهيبش صاعقه اي بود كه لرزه براندام استكبار ونوكران آن مي انداخت. امام (ره) آمريكا را «شيطان بزرگ» و «ام الفساد قرن» ناميد. او با افشاي ماهيت درنده خويي آمريكا و غده چركيني به نام اسرائيل، بمب بيداري اسلامي را درمنطقه منفجر كرد و امروز پس از گذشت 28 سال از پيروزي انقلاب اسلامي، ايران اسلامي به مركز فرماندهي بيداري و مقابله ملت ها با استكبار تبديل شده است.امام (ره )روح خدا دركالبد زمان بود. او اصولگرايي وتكليف محوري را در گفتار و رفتار به ما آموخت تا آموزه هاي عاشورايي نهضت اباعبد الله (ع)، رمز جاودانگي انقلاب اسلامي گردد. به تعبير مقام معظم رهبري، «آنچه زمامداران مختلف، مايه امتياز آنها مي شد، اغلب آن صفات را ما در امام مجتمع مي ديديم. او، هم عاقل بود، هم دورانديش بود، هم محتاط بود، هم دشمن شناس بود، هم به دوست اعتماد مي كرد و هم ضربه اي را كه به دشمن وارد مي كرد، ضربه اي قاطع بود. همه آن چيز هايي كه براي يك انسان لازم است تا بتواند درچنين جايگاه حساس و خطيري انجام وظيفه كند و خدا و وجدان خود را راضي بكند، در اين مرد جمع شده بودآري، امام يك حقيقت هميشه زنده تاريخ است كه به ما چگونه ايستادن را آموخت.اگر زماني افلاطون درتب وتاب حاكماني صالح و مقتدر مي سوخت و مي گفت:«با قانون و اجبار و نظارت نمي توان به حكومت ايده آل براي اداره آتن دست يافت، بلكه حاكمان خود بايد از فضيلت، بهره اي داشته باشند تا بتوانند پاسدار فضايل و كرامت هاي انساني باشند.» امام اين آرزوي چند هزار ساله را تحقق بخشيد والگويي جاويد از چگونه زيستن وچگونه بر دل ها حكومت راندن را به رخ تمام مدعيان و حاكمان جهان امروز كشاند. امام (ره) درعصر ظلمت ها و كوران بحران هاي غرب و جهان امروز قيام كرد تا ظهور يك منجي را بشارت دهد.